اشا
درباره اشا
در گاتها آمده است که رهبرانی دنيايي ممکن است قوی و زورمند بنماید ولی نیروی راستین را تنها آن رهبرانی دارند که "اشو" باشند و در کارها با خرد رایزنی کنند، و به راستی و داد بگروند. قدرت راستین در اشا است.
اشا قانون راستی و داد است. عمل به راستی، در اندیشه، گفتار و کردار، دادگری است. هیچ کنش راست نیست، مگر آن که با قوانین "اشا" سازگار باشد. آن قانونی که از روی راستی فراهم نشده و دادگستری را استواري نبخشد، قانون نیست.
"اشا" همچنین پویایی (دینامیسم) تکامل را نشان میدهد. اندیشه، گفتار و کردار سازگار با اشا، جهان را پیشرفت میدهد و کننده کار را خوشبخت و شادمان میکند. در میان فروزههای دیگر خدایی، از اشا نام برده است. "دوشس گویمن" خدا، خرد و راستی را «تثلیت روحانی» در دین زرتشتی نامیده است. "زهنر" نزدیکی دینی آن سه، را یاد آور شده است.
بدبختانه هیچ واژه فارسی که گویای اشا باشد نداریم و از این رو باید آن را بشناسیم، به کار بریم و بشناسانیم.
اشا چکیده دین زرتشتي است. اشا قانون علت و معلول است که هنجار اهورایی، اخلاقی و اجتماعی را در آفرینش سامان میدهد. اشا، هم قانون طبیعی و هم قانون الهی است. اشا، قانونی دگرگونی ناپذیر، ازلی و ابدی است. خدا اشا است و اشا خواست (مشیت) خدایی را نشان میدهد. بنابه گاتها: خواست اهورا مزدا و اشا یکی است.
اهورا مزدا جهان را در اندیشه (وهومن) پدید آورد. در وجدان (دانا) شکل داد. در آفرینندگی (سپنتامینیو) آشکار کرد. و برابر با قانون راستی (اشا) به گردش گذاشت، تا با همآهنگی (آرمیتی) به سوی رسایی (هـاروتات) و جاودانی (امرتات) پیش رود.
در فلسفه زرتشت، سپنتامینیو پویایی آفرینش و اشا پویایی تکامل را نشان میدهد. دین زرتشت دینی پیشرو و آرمان آن رسایی آفرینش است که تنها با پوییدن راه اشا شدنی است.
در فرهنگ هند و ایرانی، باور به وجود نظم و قانون در آفرینش، ریشه کهن دارد. در ایران پیش از زرتشت آن نظم را آرتا و در ودای هند رتا میخواندند.
در گاتها آمده است که اشو زرتشت، پیش از برگزیده شدن به پیامبری نیز بر طبق اشا رفتار میکرده است. اشو زرتشت تجسم "اشا" و در این جهان بوده است.
اشا جلوه داد اهورایی استـ آنچه که باید مشیت خداوندی تعبیر شود. محتوای مشیت خداوندی این است که هر کس بهره و پیآمد کارهای خود را دریافت دارد. اهورامزدا به مردم آزادی گزینش یا اختیار داده است که هر کس با رایزنی خود و وجدان راه خود را برگزیند و هشدار داده است که هر اندیشه، گفتار و کرداری برابر با قانون اشا، پیآمدی دارد. پیآمدهای قابل تغییر و دگرگونیپذیر نیستند ولی تصمیم و گزینشهای افراد در دست خود آنان است. در دین زرتشت جبر، موقعیتی ندارد. گاتها آگاهی میدهد کسانی که نیکی را برگزینند به شادی و خوشبختی (اوشتا) میرسند و آنان که بدی را انتخاب کنند، دچار اندوه و افسوس میشوند. هر کس کاشته خود را دور میکند. سرنوشت هیچکس مقدر نیست. ولی پاداش هر کاری (صرفنظر از کننده آن) معین است.
در گاتها آمده است که رهبرانی دنيايي ممکن است قوی و زورمند بنماید ولی نیروی راستین را تنها آن رهبرانی دارند که "اشو" باشند و در کارها با خرد رایزنی کنند، و به راستی و داد بگروند. قدرت راستین در اشا است.
اشا قانون راستی و داد است. عمل به راستی، در اندیشه، گفتار و کردار، دادگری است. هیچ کنش راست نیست، مگر آن که با قوانین "اشا" سازگار باشد. آن قانونی که از روی راستی فراهم نشده و دادگستری را استواري نبخشد، قانون نیست.
"اشا" همچنین پویایی (دینامیسم) تکامل را نشان میدهد. اندیشه، گفتار و کردار سازگار با اشا، جهان را پیشرفت میدهد و کننده کار را خوشبخت و شادمان میکند. در میان فروزههای دیگر خدایی، از اشا نام برده است. "دوشس گویمن" خدا، خرد و راستی را «تثلیت روحانی» در دین زرتشتی نامیده است. "زهنر" نزدیکی دینی آن سه، را یاد آور شده است.
بدبختانه هیچ واژه فارسی که گویای اشا باشد نداریم و از این رو باید آن را بشناسیم، به کار بریم و بشناسانیم.
اشا چکیده دین زرتشتي است. اشا قانون علت و معلول است که هنجار اهورایی، اخلاقی و اجتماعی را در آفرینش سامان میدهد. اشا، هم قانون طبیعی و هم قانون الهی است. اشا، قانونی دگرگونی ناپذیر، ازلی و ابدی است. خدا اشا است و اشا خواست (مشیت) خدایی را نشان میدهد. بنابه گاتها: خواست اهورا مزدا و اشا یکی است.
اهورا مزدا جهان را در اندیشه (وهومن) پدید آورد. در وجدان (دانا) شکل داد. در آفرینندگی (سپنتامینیو) آشکار کرد. و برابر با قانون راستی (اشا) به گردش گذاشت، تا با همآهنگی (آرمیتی) به سوی رسایی (هـاروتات) و جاودانی (امرتات) پیش رود.
در فلسفه زرتشت، سپنتامینیو پویایی آفرینش و اشا پویایی تکامل را نشان میدهد. دین زرتشت دینی پیشرو و آرمان آن رسایی آفرینش است که تنها با پوییدن راه اشا شدنی است.
در فرهنگ هند و ایرانی، باور به وجود نظم و قانون در آفرینش، ریشه کهن دارد. در ایران پیش از زرتشت آن نظم را آرتا و در ودای هند رتا میخواندند.
در گاتها آمده است که اشو زرتشت، پیش از برگزیده شدن به پیامبری نیز بر طبق اشا رفتار میکرده است. اشو زرتشت تجسم "اشا" و در این جهان بوده است.
اشا جلوه داد اهورایی استـ آنچه که باید مشیت خداوندی تعبیر شود. محتوای مشیت خداوندی این است که هر کس بهره و پیآمد کارهای خود را دریافت دارد. اهورامزدا به مردم آزادی گزینش یا اختیار داده است که هر کس با رایزنی خود و وجدان راه خود را برگزیند و هشدار داده است که هر اندیشه، گفتار و کرداری برابر با قانون اشا، پیآمدی دارد. پیآمدهای قابل تغییر و دگرگونیپذیر نیستند ولی تصمیم و گزینشهای افراد در دست خود آنان است. در دین زرتشت جبر، موقعیتی ندارد. گاتها آگاهی میدهد کسانی که نیکی را برگزینند به شادی و خوشبختی (اوشتا) میرسند و آنان که بدی را انتخاب کنند، دچار اندوه و افسوس میشوند. هر کس کاشته خود را دور میکند. سرنوشت هیچکس مقدر نیست. ولی پاداش هر کاری (صرفنظر از کننده آن) معین است.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 7:0 توسط sharifdara
|