خویشکاری انسان در برابر آفریدگار و آفرینش:

خویشکاری انسان در برابر آفریدگار و آفرینش:
«ما خواستاریم از زمره کسانی باشیم که جهان را به سوی پیشرفت و آبادی و مردم را به سوی راستی و پارسایی ره نمایند. بشود که مزدا ما را یاری فرماید تا با نیروی اندیشه و دل(عقل و عاطفه) به سرچشمه ی دانایی پی ببریم.»(هات30بند9)

سِدره و کُشتی، مایه گذاشتن از بن جان را می‌رساند

  ورود مردم در سلک و جرگه‌ی فکری، از دیرباز همراه با تشریفات و آداب ویژه‌ای بوده است، که معمولا شامل رفتارهای نمادین است. برای نمونه «غسل تعمید» نزد عیسویان، «خرقه‌پوشی» نزد صوفیان و دراویش و حتا «آیین‌ختنه» برای یهودیان و از این دست؛ «آیین سِدره‌پوشی» و «کُشتی‌بستن» میان زرتشتیان نیز نماد تشرف و ورود به گروه بهدینان و به‌گفته‌ای «بسته کُشتیان» است.
ادامه نوشته

ویژگیهای دین  زرتشت

یکتاپرستی : گاتها نخستین کتاب سپندینه ای است که از چندین هزار سال پیش مردمان را به شاهراه یگانگی راهنمائی نموده و بر ضد گروه پروردگاران آریایی، دین مزدیسنا (یکتاپرستی) را استوار ساخت. در سراسر اوستا خداوند یگانه اهورامزدا (دانای بزرگ هستی بخش) نامیده شده است.

 
ادامه نوشته

 کوشش در رسیدن به کمال مادی و معنوی

  کوشش در رسیدن به کمال مادی و معنوی

رسیدن به مرحلۀ کمال مادی ومعنوی درین جهان وجهانِ دیگر از وظایف بایسـتۀ هر فردِ زرتشــتی است.برابِرتعلیمات اشوزرتشت مقصود ازآ فرینش ونتیجۀ وجودِ زندگانی، این است که هر فردی باید در آبادی جهان وشادمانی جهانیان کوشیده وخود را با کار وکوشش، قابل رسیدن به تمام مراحلِ نیکِ دنیوی وعروج به مقامات روحاتی باشد.

‫برابِر تعلیمات اشوزرتشت مقصود از آفرینش ونتیجۀ وجودِ زندگانی، این است که هر فردی باید در آبادی جهان وشادمانی جهانیان کوشیده وخود را با کار وکوشش، قابل رسیدن به تمام مراحلِ نیکِ دنیوی وعروج به مقامات روحانی ساخته وبه اوج کمال وسعادت دوجهانی برسد.
اشوزرتشت مانند بعضی از پیشوایان مذهــبی آریایی، تعلـــیم نـمی دهد که نــجات هر کس در فــنای اوست وباید ازجمیعِ لذایذِ مادی وجسمانی دسـت شسته در گوشـۀ انزوا وبا اعمال ِشـاقه به ریاضــت وخواندنِ اوراد و دعا پردازد

فروتنی، مهرورزی و عشق پاک

فروتنی، مهرورزی و عشق پاک
اشوزرتشت تعلـیم می دهد: که قلب و روح آدمـی باید پیوسته از پرتوِ عشـق و محـبت نسبت به جمیعِ آفریدگان منور باشد، تا به نتایجِ نیکِ آن که عبارت از: اطاعت به خدا ، عشـق به نوع ِبشر، غیرت وحرارت برای کار و پیشرفت جهان ، فروتنی و سخاوت، ترقی اجتماعی ،پیشـرفت زراعـت و انـجام امور راجعِ به ترقی جهان را در نظر داشته باشذ.

پرتوِ عشـق و محـبت

‫اشوزرتشت تعلـیم می دهد: که قلب و روح آدمـی باید پیوسته از پرتوِ عشـق و محـبت  نسبت به جمیعِ آفریدگان منور باشد، تا به نتایجِ نیکِ آن که عبارت از: اطاعت به خدا ، عشـق به نوع ِبشر، غیرت وحرارت برای کار و پیشرفت جهان ، فروتنی و سخاوت، ترقی اجتماعی ،پیشـرفت زراعـت و انـجام امور راجعِ به ترقی جهان ، کامیاب گردد.
برابر آموزشــهای اشــوزرتـــشت، روح وروانِ هر مــوجـودی، پــرتوِ مــقدسـی است از انوارِ الهی یا" شـیدان شـید" و این گوهرِ تابناک در جسم خاکی و وجود انسانی نیز نهفته شده است وهمه ارواح از یک اصل و از یک منبعِ واحد تیرو مس گیرتد. 

هنر معماری هخامنشیان



تخت جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرسپولیس خوانده اند ساخته شده است .
ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار دیگری را بنام تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تالار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان دیگری را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند .

معماری هخامنشی ، هنری است از نوع تلفیق و ابداع که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.

اسناد تخت جمشید و کارگران مزد بگیر
در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشة شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد .
بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد . از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت .
زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصرهای زیبا ، اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینة یک یا چند نفر است .
کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همة آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند .

گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند . اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : گندم و گوشت .
اسکندر مقدونی در یورش خود به ایران در سال 331 قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید.
تاریخنگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند.
تصویری از عظمت کاخها
ازآنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده تنها می توان تصویر بسیار مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد.

نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه1310خورشیدی کشف شد.

چیزی که در نگاه اول در تخت جمشید نظر بیننده را به خود جلب می کند، کتیبه ها و سنگ نبشته های گذر خشایارشاه است که به زبان عیلامی و دیگر زبانهای باستانی تحریر شده است. از این گذر به مجموعه کاخهای آپادانا می رسیم، جائی که در آن پادشاهان بار میدادند و مراسم و جشنهای دولتی در آن برگذار می شد.

مقادیر عمده ای طلا و جواهرات در این کاخها وجود داشته که بدیهی است در جریان تهاجم اسکندر به غارت رفته باشد.
تعداد محدودی از این جواهرات در موزه ملی ایران نگهداری می شود. بزرگترین کاخ در مجموعه تخت جمشید کاخ مشهور به "صد ستون" است که احتمالا یکی از بزرگترین آثار معماری دوره هخامنشیان بوده و داریوش اول از آن به عنوان سالن بارعام خود استفاده می کرده است.
تخت جمشید در 57 کیلومتری شیراز در جاده اصفهان و شیراز واقع شده است.

معماری بناها و کاخ ها در دوره هخامنشیان




در حدود 560 سال پیش از میلاد که دو دولت نیرومند آریایی یعنی ماد و پارس با هم موتلف گشتند امپراطوری بزرگ ایران به وجود آمد. این واقعه زمانی رخ داد که کوروش بزرگ نخستین شاه هخامنشی نیای خود آستیاک (اژی دهاک) فرمانروای ماد را از تخت پادشاهی به زیر آورد . با کوشش دو تن از پادشاهان توانمند این سلسله یعنی کوروش و سپس داریوش همه آسیای باختری و خاوری از رود نیل تا جیحون و از دریای اژه تا رود کنگ به تصرف در آمد و شاهنشاهی ایران بصورت نخستین امپراطوری بزرگ جهان سازمان یافت و مدت دویست و سی سال با ثباتی کم نظیر دوام آورد . راه شاهی که از سارد پایتخت لیدیه تا شوش به مسافت بیش از 1600 میل امتداد داشت با یکصد و دوازده ایستگاه بین راهی در طول آن برای کمک به کاروان ها و حمل ونقل کالا در مدتی کمتر از نود روز در سراسر امپراتوری و حتی سنگ فرش بودن راههای بین شوش و تخت جمشید و اکباتانه (همدان) نمونه ای کوچک از اقدامات عمرانی هخامنشیان  بوده که نشانگر تمدن درخشان ایرانی در این دوره است. هنر ایران در دوران هخامنشی هنری است شاهی و سرنوشتش با سرنوشت شاهان هخامنشی پیوند خورده است و به این دلیل است که در دوران پادشاهی کوروش و داریوش این هنر به اوج ترقی می رسد و سپس پیشرفت آن متوقف می گردد و فقط در زمان خشایارشا و اردشیر مختصر جنبشی از خود نشان میدهد
.


****
ادامه نوشته

آریو برزن چه کسی است؟

آریوبرزن يكي از سرداران بزرگ تاريخ ايران است كه در برابر يورش اسكندر مقدوني به ايران زمين ، دليرانه از سرزمين خود پاسداري كرد و در اين راه جان باخت و حماسه ی «در بند پارس» را از خود در تاريخ به يادگار گذاشت . برخی او را از اجداد لرها يا كردها می دانند.



«اسكندر مقدوني » در سال 331 پيش از ميلاد پس از پيروزي در سومين جنگ خود با ايرانيان ( جنگ آربل Arbel يا گوگامل Gaugamele ) و شكست پاياني ايران ، بر بابل و شوش و استخر چيرگي يافت و براي دست يافتن به پارسه ، پايتخت ايران روانه اين شهر گرديد . اسكندر براي فتح پارسه سپاهيان خود را به دو پاره بخش كرد :بخشي به فرماندهي (پارمن يونوس) از راه جلگه (رامهرمز وبهبهان)به سوي پارسه روان شد وخود اسكندر با سپاهان سبك اسلحه راه كوهستان (كوه كهكيلويه)رادر پيش گرفت ودر تنگه هاي در بند پارس(برخی آنرا تنگ تك آب وگروهی آنرا تنگ آری کنونی می دانند) با مقاومت ايرانيان روبرو گرديد.

در جنگ در بندپارس آخرين پاسداران ايران با شماري اندك به فرماندهي آريوبرزن دربرابر سپاهيان پرشمار اسكندر دلاورانه دفاع كردند وسپاهيان مقدوني را ناچار به پس نشيني نمودند. با وجود آريوبرزن وپاسداران تنگه هاي پارس گذشتن سپاهيان اسكندر ازاين تنگه هاي كوهستاني امكان پذير نبود. ازاين رو «اسكندر» به نقشه جنگي ايرانيان درجنگ ترموپيلThermopyle متوسل شد وبا کمک یک اسیر یونانی از بيراهه وگذراز راههاي سخت كوهستاني خود را به پشت نگهبانان ايراني رساند وآنان رادر محاصره گرفت.

آريوبرزن با 40سوار و5هزار پياده ووارد كردن تلفات سنگين به دشمن ، خط محاصره را شكست وبراي ياري به پاتخت به سوي پارسهPersepolice شتافت ولي سپاهياني كه به دستور «اسكندر» ازراه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پيش ازرسيدن او به پايتخت،به پارسه دست يافته بودند.آريوبرزن با وجود واژگوني پايتخت ودر حالي كه سخت در تعقيب سپاهيان دشمن بود،حاضر به تسليم نشدوآنقدر درپیكار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او ، همه يارانش از پاي در افتادندوجنگ هنگامي به پايان رسيد كه آخرين سرباز پارسي زير فرمان آريوبرزن به خاك افتاده بود.

لازم به یادآوری است که بدانید یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوهها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر چنان جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.

و نکته آخر اینکه اسکندر پس از پیروزی بر آریوبرزن آن اسیر یونانی را هم به جرم خیانت کشت.

همسانی های زبان های آریایی ها

شاید برای فارسی زبانها شگفت آور باشد که زبان های اروپایی و از جمله انگلیسی خویشاوند زبان اوستایی یا فارسی کهن باشد اما اگر ما بدقت به واژه های زبانهای اروپایی شامل آلمانی ،انگلیسی ایتالیایی و فرانسوی توجه کنیم واژه های فراوانی در آن زبان ها می یابیم که در زبان فارسی باستان و از جمله زبان اوستایی کاربرد داشته و بسیاری از آنها در زبان فارسی کنونی منسوخ شده و مصطلح نیستند.

به عنوان مثال واژه های پدر ،مادر ،برادر در زبانهای مختلف اروپایی و فارسی را ملاحظه میکنیم که شباهت به یکدیگر دارند:

فارسی(pedar) فرانسوی(pere ) ایتالیایی(padre) آلمانی(vater) انگلیسی(father)
اوستایی(patar, pitar) سانسکریت(pitar)

فارسی(madar) فرانسوی(mere) ایتالیایی(madre) آلمانی(mutter) انگلیسی(mother)
اوستایی(matar) سانسکریت(matar)

فارسی(baradar) فرانسوی (frere) ایتالیایی(fratello) آلمانی(bruder) انگلیسی(brother)
اوستایی(bratar) سانسکریت(bhratar)

از زبان نخستین آریاییان هیچ سند کتبی در دست نیست اما گروهی بر این باورند که زبان اولیه شبیه به سانسکریت هندوان بوده است. تفاوتهایی بین زبان اوستایی با سانسکریت دیده میشود.

برای مثال در زبان سانسکریت حرف ل وجود دارد اما در زبان اوستایی و فارسی باستان و مادی حرف ل وجود نداشته و بجای آن حرف ر بکار میرفته و همچنین حرف ژ در سانسکریت نبوده و بجای آن حرف ه بکار میرفته و یا در کلیه واژه های مشترک که در سانسکریت در آنها حرف ش بکار میرفته در اوستا بجای آن حرف س بکار برده شده و به همین ترتیب حرف س( s ) سانسکریت در اوستا به h، ngh و یا kh تبدیل میشده و حرف h سانسکریت نیز به z در اوستا تبدیل شده.

همچنین در زبان سانسکریت حرف z وجود نداشته برای مثال واژه هیما hima که در هیمالیا دیده میشود به معنای زمستان است و هیمالیا به معنای مکان زمستانی است و در زبان فارسی باستان و اوستایی هیما تبدیل به زیما zima شده که همانست که امروزه زمستان گفته میشود. جالب آنکه در زبان روسی نیز به زمستان زیما zima گفته میشود . مورد دیگر از تبدیل حرف ه به ز واژه هرت hareta در سانسکریت است که به معنای قلب بوده و با هرت heart انگلیسی از یک ریشه است که در زبان اوستایی تبدیل به زرذ zeredhaیا زرد zaredaشده است.

نا گفته نماند که بسیاری از واژه های کنونی انگلیسی از ریشه زبان اوستایی هستند. در زیر واژه های انگلیسی در سمت چپ و واژه های معادل اوستایی در سمت راست اشاره شده اند :

پدر(father:patar ) مادر(mother:matar ) برادر(brother:bratar ) دختر(doughter:doughitar) دوست(friend:frian ) سال(year:yare ) پیروز شدن(Win:van ) آمدن( come:gam )
ستاره ( (star:setarبرف (snow:snijh ) بخار آب یخ(vapor:vafra ) یخ (ice:isi) نو ((new:nava
تکه (bit:bit) تازه ( fresh:frasha ) راه (way:vya ) جاده ( path:path ) بازو (arm:arma )
خوردن (have:hvare) جنبیدن (move:mu) ربودن (rape:rap ) دیدار کردن(meet:mith )
ازدواج کردن (wed:vad) پوسیدن(putrify:puiti )یافتن (find:vinda )
قابل ستودن (wonder:vandare)افراشته شدن( erect:irikhta ) تهوع کردن(vomit:vam )
وارد شدن ((enter:antare مرگ قلبی(arrest:irista ) کوبیدن( ram:ram ) فریب (fraud:fraidiva)
کشمکش(spar:spar) کف (froth:frith) درخشیدن(ray:raya) تاکنون (yet:yat) ستبر (stour:stavra) طوفان ،اغتشاش و هیاهو (storm:sterema) گستردن(strew:star)
زخم روی پوست، ریش (rash:raesha) یوغ اسب و گاو(yoke:yukhta) درخت بید(withy:vaeti)
پر ، بال پرنده(pter:patara) خوش و سر حال (mood:mud) آزاد و رها(free:fra) پری( fairy:pairika) موش(mouse:mush)دره تنگ و عمیق( ravine:ravan) غم (sad:sadra) خوراک دادن(feed:pitu)
این(it:it)او را (him:him) شما(you:yushta) او (he:hau) مال من(me:me) بستن،بند(bond:band)
برده شده( brought:bereta) بالا(up:upa) بالاتر ( upper:upairi ) درنده ( ogre:ughra)
جانور( animal:anumaya) عدد سه ( three:thri) درخت ( tree:taru) پلیدی ( evil:evita)
نام(name:namen) غده جنسی یا بیضه (gonad:gond) آگاه کردن (wist:visita)
باارزش( worth:vareta) پایان (end:enta) شب (night:nakhtu) پهن تر(wider:witara)
فرو رفتن خورشید( set:sad) غربال کردن، الک کردن (sift:sif)
در ، دروازه( door:dvara)

فرم ساختمان آتشکده


آ.پوپ می نویسد:

"نقشه و ساختار آتشکده های ساسانی چنان ساده و پر هیبت بود که تاثیر زیادی بر شرق و غرب داشت. در سرزمین های بودایی آتشکده به معبد بودایی شباهت یافت و در غرب کلیساهای قدیمی چنان به آتشکده شبیه بود که به تناوب مسیحیان و زرتشتیان از یک بنا استفاده می کردند. پذیرش معماری ساسانی از سوی مسیحیان باعث شد که همین نقشه آتشکده ساسانی در یک رشته از کلیساهای ارمنستان تکرار شود و در بالکان پخش شود. "

آتشکده از سه عنصر مشخص تشکیل شده است: یک پی بزرگ چهارگوش با چهار پایه، یک چهارگوش متحدالمرکز کوچک تر بر بالای این پی و گنبدی بر روی این چهار گوش واسطه.گچ بری تزئین اصلی به حساب می آمده و اندود ضخیمی دیوارهای ناهموار را می پوشانده است.

علی اکبر سرافراز ساختمان آتشکده ها را بر سه گروه می داند:

1- چهارتاقی: اساس این آتشکده ها عبارتند از فضای مربع شکلی که در چهارگوشه آن، چهار جرز بلند قرار گرفته است که به وسیله یک قوس اتصالی به هم مربوط می شوند مانند چهارتاقی های کازرون، جره، خیرآباد، نیاسر، جزیره خارک، نطنز، تنگ چک چک

2- چلیپا: اساس آن تقریبا همان معماری چهارتاقی است که جهت تحکیم بیشتر پایه جرز استفاده شده است مانند عبدل آباد بم، خرم دشت کاشان، بازه هور خراسان

3- دارای رواق: همان چهارتاقی یا چلیپا  دارای رواق یا دالانی برای طواف در پیرامون خود مانند آذرگشنسب، آذربرزین مهر، قصر شیرین، فراش بند

آتشکده ،پرستشگاه، دادگاه، درمانگاه و آموزشگاه بوده است


در نوشیجان بین همدان و ملایر دو آتشگاه پیدا شده است که از دوره ی مادی باقی مانده است، ساختمان یکی از آن ها به گونه ای است که نشان می دهد از آن به صورت مخفیانه استفاده می شده است و دیگری صورتی علنی داشته است. در زمان هخامنشیان آتش در فضای باز و بر روی سکوی بلند شعله ور می شد. گیرشمن می نویسد:

"ما سه معبد متعلق به دوره هخامنشی می شناسیم، یکی در پاسارگاد که به امر کوروش ساخته شده، دیگری در نقش رستم در جبهه مقبره داریوش که شاید به دستور خود او بنا شده، و سومین در شوش، که ظاهرا متعلق به زمان اردشیر دوم است. هر یک از آن ها به شکل برجی مکعب و دارای یک اتاق است، که توسط پلکان به سوی آن می رفتند، و در این جا مغ آتش مقدس را نگهبانی می کرد. تشریفات دینی را در هوای آزاد انجام می دادند."

اما از قرن 4 میلادی و به ویژه در دوره ساسانیان با توسعه آیین زرتشت مقرر شد که نباید نور آفتاب بر آتش بتابد و با آب پاک باران خاموش نشود، آتش پس از آن زیر سایبان قرار گرفت و آن را چهارتاقی نامیدند. زرتشتیان بدون نزدیک شدن به آتش، آن را هنگام نیایش مشاهده می کردند. به این نکته باید توجه داشت که در برخی جاها آتش در تمام روزهای سال در آتشکده قرار نداشته است بلکه آن را در روستای نزدیک یا محل مناسبی روشن نگاه می داشته اند و برای اجرای مراسم آن را به آتشکده منتقل می کرده اند و پس از اجرای مراسم آن را به همان محل برمی گردانده اند. بنا به نوشته های پهلوی مراسم یسنا خوانی در آتشکده توسط 7 موبد انجام می گردید و یزش نام داشت.

آتشکده جز پرستشگاه، دادگاه، درمانگاه و آموزشگاه هم شمرده می شد و جز موبد یا مغ، طبیب، مدرس، منجم و سالنامه نگار هم در ساختمان های اطراف آن ساکن بودند.

ریچارد فرای می نویسد نویسندگان اسلامی از بسیاری آتشکده در سراسر ایران دچار شگفتی شدند. واگذاری یک آتشکده کاری بس پرثواب بوده و گاهی به نام وقف کننده نامیده می شده است و برای نگهداری زمین و ثروت زیاد بر آن وقف می شده است.

انواع آتش در دین زرتشتی


در آیین زرتشتی آتشی که مانا بوده و از آن نگهداری می شده سه گونه بوده است:

1- آتش دادگاه: این آتش همان آتش آتشدان خانه ها بوده است، مراسم تقدیس نداشته و در صورتی که فرزندان زندگی جدیدی آغاز می کرده اند از این اجاق آتشی بر می داشته اند.

2- آتش آدران(آدریان، درمهر): این آتش از چهار آتش ترکیب می شده است، آتش اجاق فرماندار محل، آتش اجاق فرمانده نظامی محل، آتش اجاق قاضی محل، آتش اجاق کشاورز محل. ایجاد این آتش یک ماه طول می کشیده و با مراسم تقدیس همراه بوده است.

3- آتش بهرام(ورهرام): این آتش ترکیبی است از 15 آتش زمینی و یک آتش با منشا آسمانی(برق آسمان). آمده است که این آتش باید 1128 بار تطهیر می شده و مراسم تقدیس آن یک سال به طول می انجامیده است. 15 آتش زمینی عبارت بودند از: آتش آتشدان پادشاه/استاندار/فرماندار، فرمانده ارتش، پیشوای دین، درویش/صاحب دل، زرگر، کوزه گر، آجرساز، رنگرز، ضرابخانه، آهنگر، اسلحه ساز، نانوا، تقطیر، چوپان، مرده سوز و برق آسمان. اهمیت به سزایی داشته و خاموش شدن آن با خاموش شدن دین همراه شمرده می شده است. شاهان ساسانی پیش از تاجگذاری پیاده به مکانی که آتش ورهرام در آن نگهداری می شد می رفتند و در آن جا تاجگذاری می کردند.

انواع آتش در اوستا


انواع آتش در اوستا 7 گونه است:

1- اسپنیشته: آتش بهشتی(spenishta)

2- خورنه: آتش فر و شکوه(xvarana)

3- وازیشته: روشنایی ظاهری(vazishta)

4- وهوفراینه: حرارت طبیعی نشان دهنده حیات(vohofrayana)

5- اوروازیشته: حرارت موجود در گیاهان (urvazishta)

6- برزی سونگهه: حرارت نهان در سنگ و آب(berezisavangha)

7- آتر یا آذر: آتش عادی(atra)

آتش مقدس


در بسیاری دین ها، آتش تجلی یک خدا است. نیایش آتش اصل و ریشه هند و ارپایی دارد. در هند خدای آتش آگنی نام دارد که شباهت آن با واژه ایگنیس لاتینی به معنای آتش قابل توجه است. ایندرا خدای هندویی با ریشه آریایی ابتدا یک آذرخش خدا بود.در یونان هسیتا ایزدبانوی آتش خانگی، هفائیستوس ایزد آتش و آتشفشان ها و هلیوس ایزد خورشید بوده است. در روم باستان وستا خدای آتش و در چین جورونگ روح آتش بوده است. در لیتوانی خدای آتش اگنیس سزونتا Ugnis Szventa نام داشت. در آشور و بابل آتش دو ایزد بزرگ داشت جیبیل فرزند آنو آسمان و نوسکو پیام آور بعل ایزد آسمان. در مصر آتش تطهیرکننده بود. ایزد نگهبان آتش نزد ایرانیان باستان آذر نام دارد که روز نهم هر ماه خورشیدی و ماه نهم هر سال خورشیدی به نام او است. اولین نشانه نیایش آتش در دوران تاریخی ایران مربوط به نقش برجسته کورانگون فارس متعلق به دوره ایلامی است، در این نقش برجسته پایه اشتعال آتش حجاری شده است.

معروفترین آتشکده  های ایران

آتشکده نیاسر
این آتشکده توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخت شده است. طول و عرض آن 14 متر در 14 متر می باشد. این بنا پس از یورش تازیان ( اعراب ) ویران شد ولی سپس توسط مردم بازسازی گشته است و امروز تقریبا سالم می باشد. نیاسر در 35 کیلومتری شمال غربی شهر کاشان قرار دارد و در منطقه ای کوهستانی در ارتفاعات کرکس می باشد. چشمه ای باستانی به نام چشمه اسکندر نیز در آنجا قرار دارد. در نیاسر غاری که متعلق به دوره پارتیان بوده است نیز وجود دارد. به احتمال زیاد این غار معبد میترایی بوده است که امروزه از مکانهای دیدنی این شهر می باشد یك استثنای مهم در مورد حالت ویرانی این چهار طاقهای كوچك آتشکده بسیار قدیمی ساسانی در نیسار، احتمالا از سده دوم است كه عاقلانه حفظ شده است. اندازه های متناسب اجزای ان افسون كننده است ولی خیلی مهمتر از آن نشانه های یك راه حل قدیمی برای انتقال از اطاق چهار گوش به گنبد گرد است. از بیرون از سه عنصر مشخص تشكیل شده:
یك پی بزرگ چهار گوش با چهار پایه و طاقنمای ورودی متقارن، یك چارگوش متحدالمركز كوچكتر بر بالای این پی و گنبدی بر روی این چارگوش واسطه در داخل، در هر گوشه چارگوش كوچكتر یك طاق مخروطی كوچك، یعنی گوشواره، گنبد را به پایه ها متصل می كند. در واقع این گوشواره ها داخل چهارگوش كوچك را در قاعده به یك هشت گوش (البته با اضلاع نامساوی) و در راس به یك شلجمی تبدیل می كنند. اقسام سنگچینی از لاشه سنگهای بزرگ ناتراش تا قطعه سنگهای تراشیده چهار گوش بالایی طاقنمای درها بر حالت صمیمیت و سادگی بنا می افزاید.

ادامه نوشته

معروفترين اتشكده هاي ايران

1-آتشکده نیاسر
این آتشکده توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخت شده است طول و عرض آن 14 متر در 14 متر می باشد . این بنا پس از یورش تازیان ویران شد ولی سپس توسط مردم بازسازی گشته است و امروز تقریبا سالم می باشد . نیاسر در 35 کیلومتری شمال غربی شهر کاشان قرار دارد و در منطقه ای کوهستانی در ارتفاعات کرکس می باشد . چشمه ای باستانی به نام چشمه اسکندر نیز در آنجا قرار دارد . در نیاسر غاری که متعلق به دوره پارتیان بوده است نیز وجود دارد . به احتمال قوی این غار معبد میترایی بوده است که امروزه از مکانهای دیدنی این شهر می باشد يك استثناي مهم در مورد حالت ويراني اين چهار طاقهاي كوچك اتشكده بسيار قديمي ساساني در نيسار، احتمالآ از سده دوم است كه عاقلانه حفظ شده است.اندازه هاي متناسب اجزاي ان افسون كننده است ،ولي خيلي مهمتر از ان نشانه هاي يك راه حل قديمي براي انتقال از اطاق چهار گوش به گنبد گرد است.از بيرون از سه عنصر مشخص تشكيل شده: يك پي بزرگ چهار گوش با چهار پايه و طاقنماي ورودي متقارن ، يك چار گوش متحد المركز ك.چكتر بر بالاي اين پي و گنبدي بر روي اين چارگوش واسطه ، در داخل، در هر گوشه چارگوش كوچكتر يك طاق مخروطي كوچك ، يعني گوشواره، گنبد را به پايه ها متصل مي كند.در واقع اين گوشواره ها داخل چهار گوش كوچك را در قاعده به يك هشت گوش (البته با اضلاع نامساوي) و در راس به يك شلجمي تبديل مي كنند.اقسام سنگچيني از لاشه سنگهاي بزرگ ناتراش تا قطعه سنگهاي تراشيده چهار گوش بالايي طاقنماي درها بر حالت صميميت و سادگي بنا مي افزايد.

2

ادامه نوشته

دنباله آتشکده ها از سایتhttp://www.zinati.de/Images/Images/Atash%20kadeh.htm

فخر الدین اسعد گرگانی

در داستان ویس و رامین

که به دوره شاهنشاهی اشکانیان مربوط است نوشته است :

به خاصه زین دل بدبخت رامین            که آتشگاه خرداد است و برزین

آتشکده آذر برزین مهر ،  آتش مهر بالنده

آتش مقدس در کوه ریوند

آتشکده آذر برزین مهر، یکی از سه آتشکده مقدس ایران است (آذر گشسب - آذر برزین - کاریان یا فرنبغ ) که در شهر نیشابور یا ابرشهر خراسان قرار دارد. در پهلوی به نام آتور بورگین میتر خوانده میشود که به معنی آتش مهر بالنده است. تاریخ ساخت آن بسیار کهن است به طوریکه به زمان اشو زرتشت باز میگردد و در بند 8 از فصل 17 بندهش آمده است : آذر برزین مهر تا زمان گشتاسب در گردش بوده و پناه جهان، تا اینکه اشو زرتشت اسپنتمان دین آورد و گشتاسب شاه دینش را پذیرفت آنگاه گشتاسب آتش مقدس را در کوه ریوند و در آذر برزین مهر قرار داد.

 آثاری از آتشکده آذر برزین مهر در سبزوار

 آتشکده برد سوره بتوسط  فریدون شاه

به گفته مسعودی در کتاب نامدار مروج الذهب این آتشکده  توسط  فریدون شاه بنا شد که آتش آن را از طوس خراسان آورده  بود و در بخارای ایران قرار داد.

 آتشکده آذرشب در بلخ از گشتاسب شاه  

آتشکده ای است که گشتاسب شاه در بلخ بنا کرد و به گفته مورخین گنجهای خود را در آن قرار داد. بلخ در تاریخ جزوی از خراسان بزرگ بوده است که متاسفانه در دوره ننگین قاجار به روسها فروخته شد.

 آتشکده آذرنوش / آتشکده نوش آذر در بلخ

آتشکده ای است در بلخ که این نیز همچون آذرشب در خراسان بزرگ ایران بوده است . بلخ نیز همچون مرو شهری از شهرهای ایران بوده است که در دوره قاجارهای وطن فروش (قاجارهای مغولی- ترکی حس وطن دوستی یا میهن پرستی یا احساسات ناسیونالیستی که ما ازشان انتظار داریم، ندارند. برای آنان زمین یا ملکی که به زور بدست آمده ، فروختنش آسانتره- نقل به مضمون از زنده یاد سعید نفیسی و سایت خانه و خاطره) در قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان به روس داده شد. فردوسی بزرگ آن را نوش آذر نامیده است . فردوسی می فرماید : شهنشاه لهراسب را در شهر بلخ بکشتند و شد روز ما تار و تلخ و از آنجا به نوش آذر اندر شدند ....

 آتشکده باکو

آتشکده ای بزرگ بوده است در ایران شمالی (باکو) که در نزدیکی چاه نفت قرار داشته است. محل آن در روستای سوراخانی در 15 کیلومتری باکو میباشد. تاریخ ساخت آن به سال 400  پیش از میلاد به توسط ایرانیان میباشد. بدلیل مواد نفتی موجود این منطقه ، این آتشکده همیشه در نزد ایرانیان روشن و برافروخته بوده است .

 آتشگاه امروزی شهر باکو

باکو از باگوان زبان پهلوی ایران گرفته شده است و شهری ایرانی است که در دوره قاجار به روس فروخته شد. این مکان مقدس پس از یورش تازیان ویران شد ولی سالها بعد از آن ویرانی دوباره مرمت و بازسازی شد ولی آتش آن خاموش بود تا سال 1975 میلادی که آتش آن دوباره روشن گشت و به مکانی توریستی تبدیل شد.

 آتشکده سیروان

این آتشکده پیش از به پادشاهی رسیدن انوشیروان دادگر محل بتها بود و پس از وی، بتها ویران شدند و آتش مقدس را در آنجا قرار دادند. محل آن سیروان و ری بوده است. به گفته مسعودی تاریخ نگار مشهور این آتشکده پیش از ظهور زرتشت ساخته شده است(خواننده بایستی توجه داشته باشد که مشهور بودن تاریخ نگار مسعودی، دلالتی بر صحت داشتن تمامی گفته هایش ندارد ، مخصوصأ وقتی صحبت از دوران کواد یا قباد اول پدر انوشیروان عادل و داستان مزدک و مزدکیان شمال غربی امپراتوری عظیم الوسعت خسرو اول انوشیروان دادگر شود و اینکه مسعودی تاریخ نگار از بتانی که مدتی قبل بوده و حال از ویرانه اش آتشکده را ساخته اند و اینکه آتش مقدس را بر آوار بتخانه بنیاد کردند... میبایست تفکر بیشتری و پژوهشی بیشتری بکار برد / سایت خانه و خاطره).

 آتشکده نیاسر بتوسط اردشیر بابکان

این آتشکده توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخته شده است. طول و عرض آن 14 متر در 14 متر می باشد . این بنا پس از یورش تازیان ویران شد ولی سپس توسط مردم بازسازی گشته است و امروزتقریبا سالم میباشد. نیاسر در 35 کیلومتری شمال غربی شهر کاشان قرار دارد و در منطقه ای کوهستانی در ارتفاعات کرکس میباشد. چشمه ای باستانی به نام چشمه اسکندر نیز در آنجا قرار دارد.

 آتشکده نیاسر در شمالغربی کاشان شهر گلاب

در نیاسر غاری که متعلق به دوره پارتیان بوده است نیز وجود دارد. به احتمال قوی این غار معبد میترایی بوده است که امروزه از مکانهای دیدنی این شهر میباشد.

 آتشکده اردشیر یا معبد آناهیتا

در استخر استان فارس می باشد که نام دیگرش آتشکده آناهیتا یا ناهید می باشد.

 کاخ و آتشکده آناهیتا اردشیر اول ساسانی در ویرانه های شهر استخر

چون اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانی از خانواده موبدان بزرگ بوده است به همین دلیل این آتشکده را به شادمانی برقراری سلسله جدیدش در ایران ساخت. در تاریخ بلعمی و طبری آمده است که : « چون یزدگرد سوم نوه خسرو پرویز بوده است پس بزرگان ایران او را به مقام  پادشاهی رساندند و در آتشکده اردشیر استخر تاج شاهنشاهی را بر سر وی گذاشتند و سپس او را به پایتخت ایران در بغداد تیسفون فرستادند. 

 آتشکده آناهیتا یا معبد آناهیتا

آناهید یکی از چهار عنصر مقدس آب و آتش و هوا و خاک است . در معنی میتوان  گفت که پاک و با عفت و با تقوی است  که ارمنیان درست آن را تلفظ میکنند.

 آثاری از آتشکده آناهیتا یا معبد ناهید/ اورامان کردستان

این زیارتگاه پس از آذر گشسب از بزرگترین مکانهای باستانی و مقدس ایران بوده است که از دوره شاهنشاهی اشکانی (پارتیان) باقی مانده است. در شهر کنگاور در مسیر کرمانشاهان قرار دارد . ستون ها و پلکان این معبد هنوز پس از بیش از 2000  سال باقی و مستحکم است. این مکان در شهر کُرد نشین ایران بوده است و در نزد کُردان آریایی دارای احترام خاصی میباشد. کردستان ایران و منطقه اورامان آن، یکی از مشهورترین مناطق اصیل ایران است و هنوز بسیاری زرتشتی دارد و به زبان پهلوی سخن میگویند.  ریشه زبان کردی امروزی نیز پهلوی باستانی ایران است. پیر شهریار یا پیر شالیار از افراد مشهور هورامان کردستان است. وی موبدی زرتشتی بود و چند کتاب از وی بر جای مانده است. ابن فقیه در کتاب مشهورالبلدان (شهرهای مشهور) نوشته است : «هیچ ستونی شگفت انگیزتر از ستونهای معبد آناهیتا کنگاور نیست ».

 آتشکده دارابگرد (محل آتش مقدس جمشید شاه)

به گفته تاریخ مروج الذهب مسعودی این آتشکده به فرمان اشو زرتشت بنا گشت . زرتشت به یستاف شاه فرمان داد تا آتش مقدس جمشید شاه را که مورد احترام وی بوده است را بیابند و بیاورند. یستاف شاه این آتش را در خوارزم پیدا نموده است و به دارابجرد فارس آورد و اطرف آن را شهر زیبایی ساخت. این آتشکده در سال 332 هجری قمری به نام آتشکده آذرجوی نامیده می شده است.

 آتشکده شاهپور

در ساحل خلیج قسطنطنیه روم پس از اینکه شاهنشاه شاپور پسر اردشیر پسر بابک وارد شد آن را ساخت و تا دوران خلفای اسلامی نیز پا برجا بود.

 آثاری از شهر "شاپور" و آتشکده اش در روم شرقی

 آتشکده پوران

این مکان توسط ملکه پوران دخت ساسانی دختر شاهنشاه خسروپرویز ساسانی در عراق عجم در نزدیکی مدینه السلام ساخته شده است.

 آتشکده کرکویه

این آتشکده در شمال سیستان کنونی قرار داشته است. مردمان این شهر احترام بسیاری برای این آتشکده قائل بودند و به گنبد رستم  نیز مشهور بوده است. این آتشکده تا قرن 17 هجری که قزوینی آن را وصف کرده است بسیار خرم و زیبا بوده است.  ساخت آن به روزگار کیخسرو باز میگردد که بسیار کهن است. دو شاخ بزرگ گاو داخل آن قرار داشته است و در وسط آنها آتشگاه قرار داشته است.

 آتشکده بارنوا

به گفته مسعودی دومین روز پس از به قدرت رسیدن شاهنشاه اردشیر بابکان این آتشکده ساخته شد. مکان آن در جنوب ایران است.

 آتشکده سرده

در یزد بخش تفت روستایی به نام سرده قرار دارد که دارای آتشکده ای کوچک بوده است. پس از یورش تازیان مردم از نابودی آتش این مکان توسط آنان جلوگیری کردند.

 آتشکده آذرباد

آتشکده ای در تبریز بوده است که در متون پهلوی آذربادگان هم نوشته شده است به معنی نگهدارنده آتش. به احتمال قوی اثری از آن به جای نیست.

آتشکده آذرگُشسب / آتشکده شیز

یکی از مشهورترین و بزرگ ترین آتشکده های فلات ایران که در آذربایجان غربی در 49 کیلومتری شمال شرق شهر تکاب کنونی قرار دارد. امروزه به آن  تخت سلیمان می گویند.

 25 و 26 شهریور ماه 1389 خورشیدی مراسم گاهنبار در آتشکده آذرگشسب در شیز و شرق شهر تکاب

دردوره شاهنشاهی اشکانیان مهمترین پادشاه آذربایجان آریو برزن و پسرش ارت وزد بوده است. بیشتر پادشاهان ایران پس از نشستن بر اریکه شاهنشاهی (جلوس) به نیاشگاه آذر گشسب آذربایجان می رفتند و به درگاه خداوند نیایش و سپاس و درود می فرستاده اند و سپس هدایایی تقدیم می کردند. آتشکده شیز نیز همان آتشکده آذرگُشسب است که خرابه های آن نزدیک تخت سلیمان است.

 محل آتشکده شیز- آذرگُشسب/ در تخت سلیمان آذرپاتکان سرزمین ماد بزرگ

ساخت این آتشکده به بیش از 3000 سال باز میگردد و در کتاب هفتم دینکرد در بند 39 سازنده آن را کیخسرو پسر سیاوخش شناخته شده است، که فرّ ایزدی به او رسیده بود . آتشکده آذرگشسب در کنار دریاچه چیچست قرار دارد و در گذشته کاخهای بسیار با شکوه و سترگ در اطراف آن بنا بوده است. این دریاچه به صورت خودجوش هر ثانیه 44 لیتر آب از خود بیرون میدهد.

آتش و آتشکده های زرتشتیان

با برگذیده ای کوتاه از کتاب "ایران در زمان ساسانیان" ،

اثری از کریستنسن و با ترجمه رشید یاسمی.

 

         آتش نماد مهر ایرانی

                                   

  نگاره ای از آتشکده های زرتشتی دورا ن ساسانیان

 

دیدار ما در آتشکده

سه آتشکده بزرگ محل ستایش مخصوص بود (محل دیدارگاه یا زیارتگاه به زبان امروزی) که درآنها سه آتش بزرگ قرار داشت.

 

آتشکده  آذر فرنبغ

آتشکده  آذر گشسب

آتشکده  آذر برزین مهر

 

ادامه نوشته

آتشکده هاي دین زرتشت

١

از مظاهر دین مزدیسنی در ایران آتشکده هایی بود که در هر گوشه اي برپا داشته بودند .
محافظ آتشکده را هیربد می نامیدند ، در میان آتشکده هاي ایران سه مادر آتشکده بودند که طبقات
مختلف مملکت آتشکده هاي شهرها و دیه ها و حتی خانه هاي خود را از آنها فروزان می ساختند و
آن سه عبارت از : آذرفرنبغ و آذرگشنسپ و آذربرزین مهر بودند .
آذر فرنبغ : اختصاص به موبدان داشت و محل آن درکاریان پارس در نیمه راه بین بندرعباس و
دارابگرد بود .
آذر گشنسپ : ویژة پادشاهان و آرتشتاران و بزرگان بود و محل آن در شهر شیزیاگنزك در کنار
دریاچۀ اورمیه بود که خرابه هاي آن اکنون در ده بهرام ، در نزدیکی تکاپ دیده می شود .
آذربرزین مهر : آتشکدة کشاورزان و پیشه وران بود و در کوههاي ریوند در شمال غربی نیشابور قرار
ادامه نوشته